ستاره «عربنیا» دوباره خاموش میشود؟

خرید بک لینک

از مختار تا چمران؛ بازیگری که خروج کرد

ستاره «عربنیا» دوباره خاموش میشود؟

خورشید - علی حسنلو: فریبرز عربنیا، بازیگری با اخلاق و عقاید خاص که حضور او در فیلمها همیشه حاشیههایی را به همراه داشته است این روزها باز هم خبرساز شدهاست آن هم به دلیل یک کار عجیب: ترک ناگهانی فیلمبرداری«چ» به کارگردان ابراهیم حاتمیکیا و نیمه کاره ماندن این پروژه. عربنیا، بازیگری است که قبل از سریال «مختارنامه» او را در کنار ستارههای دهه هفتاد سینمای ایران میشناختند. وقتی با فیلمهای مسعود کیمیایی شهرت پیدا کرد، او را ستاره جدیدی میدانستند که قرار است جای ستارههای از ایران مهاجرت کرده سینما را بگیرد. اما اینگونه نشد و این ستارگی ادامه نیافت و این شرایط برای او حاکم بود تا اینکه گذر عربنیا به داوود میرباقری رسید.

 خروج عربنیا با مختار

بعد از آن افول در سینما، عربنیا مدتی در سکوت خبری بود تا اینکه خروج کرد، آنهم نه از سینما بلکه از تلویزیون. خروجی با یک شخصیت تاریخی؛ «مختار».

مختار هم شخصیتی بود که مدتی در انزوا به راهی که در گذشتهاش رفته بود، اندیشید تا اینکه به این نتیجه رسید برای جبران کارهای نکرده، خروج کند. خروجی برای انتقام. هرچند عدهای از کارشناسان دینی از رفتن تلویزیون به سمت چنین موضوعی انتقاد میکردند و همان بحث همیشگی را که آیا حرکت مختار، مطابق روش و منش امامان است؟ را مطرح کردند و این استدلال را مطرح میکردند که انتقام و گرفتن جان افراد در شرایط غیرجنگی مطابق اخلاق اسلامی نیست. از طرفی این نوع شخصیتپردازی اندیشمند و عارفگونه برای شخصی مانند مختار که روحیهای اینگونه نداشته هم در برخی مباحث مورد انتقاد قرار گرفت. اما هر چه هست این سریال بهانهای بود برای حرف زدن درباره موضوع عاشورا و قیام امام حسین(ع) که به دلیل محدودیتهای موجود در نشان دادن تصاویر ائمه نمیتوان به صورت مستقیم فیلم یا سریالی درباره آنها ساخت، همان مشکلی که گریبان سکانس معروف شهادت حضرت عباس را در همین سریال گرفت.

 صدایی یکنواخت یا جذاب؟

گویا بزرگترین بازخورد و سود «مختارنامه» به فریبرز عربنیا رسید که چند سالی کسی از او خبر نداشت، بازیگری که از معادلات حاکم بر سینما زخمخورده بود و میآمد که انتقام آن را از سینما بگیرد. به عنوان کاراکتر اصلی سریال او بسیار مطرح شد. البته شیوه مواجهه با بازی او هم متفاوت بود، از طرفی تحسین برخی را برانگیخت و صدای او را جذاب دانستند و از طرفی عده دیگری هم بازی او را نپسندیدند، بهویژه به دلیل همان صدای یکنواخت و به قولی مونوتون او که اتفاقا بسیاری به آن اشاره داشتند.

اما جدای از این نقد و بررسیهای فنی، عربنیا با مختار به یک اعتماد به نفس جدید رسید و خود را فراتر از یک بازیگر معرفی کرد. گویا این شیوهای بود که از افول ستارگیاش و شاید از مختار، آموخته بود. با همین پشتوانه و شخصیت مغرورش وقتی در برنامه  «هفت» حاضر شد به نوعی علیه جریان سینمای امروز، خروج کرد و به آن تاخت. از مدیریت گرفته تا فیلمها را مورد نقد قرار داد و کار را به مصداق رساند و طعنههایی به برخی بازیگران حواله کرد، از دستمزد گلزار گرفته تا شیوه محمدرضا شریفینیا برای وارد کردن بازیگران خوشچهره به سینما و ادعاهای حامد بهداد برای مارلون براندوی ایران بودن، انتقاد کرد . او حتی حمله شدیدی به مدیریت سینمایی کشور کرد و از واژه فساد بارها استفاده کرد. هر چند این هجمه بیپاسخ نماند و واکنشهایی را به همراه داشت اما عربنیا به لطف فریدون جیرانی، تریبونی به دست آورده بود که بسیار گستردهتر صدای خود را به گوش مردم رساند و آن واکنشها را همه نشنیدند. شاید مهمترین و تندترین واکنش را بازیگری نشان داد که حرفهای خودش یکی از سوژههای همیشگی رسانههاست یعنی حامد بهداد؛ او نامهای منتشر کرد و در آن گفت: «گویا گرفتار توهم سختی شدهاید. اینكه مردم به تماشای سریال مختار مینشینند، ربطی به توانایی محدود شما در بازیگری و ایفای نقش مختار ندارد. شاید هر بازیگر دیگری هم جای شما بود از اینهمه مواجهه با لبخند عمومی دچار توهم میشد. والا شما قبل از مختار كجا بودید و بعد از آن كجا هستید؟ شكلات داغ؟! مدهوش آن یال و كوپال و اسب و درشكه آراسته به صنعت گریم و طراحی نشوید... شما خیلی كمتر از آن هستید كه بخواهید از موضع یك مدعیالعموم درباره سرنوشت مردم اظهار نگرانی كنید. مگر شما متولی امور فرهنگی هستید؟ مگر نماینده اخلاق جامعهاید؟ مگر سینمای ایران به شما نمایندگی داده است؟ چه كردهاید؟ چه كسی به شما این اجازه را داده كه در قالب اظهارنظر به تخریب دیگران بپردازید؟ مگر شما یك هنرپیشه بیشتر هستید؟ ...»

نکته جالبی هم که در این نامه اشاره شده بود اخلاق عربنیا در صحنههای فیلمبرداری است که پیشتر هم گفتههایی از این دست بین سینماییها شنیده میشد، بهداد در اینجا به نقل قولهایی از سینماگران رجوع کرده و نوشته بود: «یادم نمیرود روزی را كه سر صحنه «پرتقال خونی» به خاطر اینكه سیروس الوند پیشنهاد متفاوتی داشت و به مذاقتان خوش نمیآمد، بر سرش ... میكشیدید و بیادبانه در حضور مردم و عوامل او را «تو» «تو» میخواندید و احترام عدد سنش را نگه نداشتید و با ... «منم» «منم» میزدید كه «هرچه من میگویم.» از عوامل پروژه مختار شنیدم به خاطر اخلاق خوشتان، سه روز به جایتان «بدل» گذاشته و شما را سر صحنه نخواسته و بدون شما به فیلمبرداری ادامه داده بودند. در منزل خانم علیزاده، سام درخشانی به شما اظهار لطف كرد و گفت كه از بچگی شما را دوست داشته، اما شما با نهایت بیرحمی و قساوت در جواب گفتید: «شما هنوز هم بچهاید!» در جمع دیگری از دوستان به رامبد جوان اهانت كردید و او با فروتنی شما را پیشكسوت خود خواند. سر صحنه فیلم جرم احترام آقای كیمیایی را نگه نداشتید و در حضور جمع به من كه بازیگر آن فیلم و آماده برداشت پلان بودم، متلك گفتید، طوری كه تمركزم به هم ریخت و دیالوگهایم را فراموش كردم. شما اخلاق حرفهای دارید؟... سر صحنه «مختار» كسوت آقای زنجانپور را نادیده گرفته و او را كه آنطرفتر ایستاده بوده صدا زده و گفتهاید «آقای زنجانپور یك دقیقه بیایید كارتان دارم»... وی كه صدها شاگرد تحویل جامعه هنری این مملكت داده، به شدت از شما مكدر است.»

این واکنشها بسیار دنبالهدار شد و دیگران هم شروع به واکنش نشان دادن کردند که مجال بررسی آنها در اینجا نیست. با این حرکتهای گام به گام، عربنیا برای خود یک کاراکتر ساخت کاراکتری که همه باید او را میشناختند. شاید در آن مدت ستاره نبودن، این بازیگر مطالعات زیادی برای ستاره ماندن داشته و کمی هم به زندگی مارلون براندو سرک کشیده بود؛ شاید برای همین با حامد بهداد که سودای مارلون براندو شدن ایران را دارد، درگیر شد تا ثابت کند مارلون براندو شدن به گفتن نیست، به شدن است. از طرفی برای همین در پشت صحنه فیلم کیمیایی بهداد را اینگونه خطاب میکند: «بهبه آقای بیکایمان وردی» (همان جملهای که بهداد از آن عصبانی میشود و دیالوگهایش را فراموش میکند) تا بگوید شما نه براندویی و نه وثوقی. نشان به آن نشان که در ابتدای معرفی عربنیا به سینمای ایران برخی او را یک وثوقی جدید میدانستند و حامد بهداد هم از آن سو تلاش زیادی برای رفتن زیر لقب «بهروز» جدید را داشته و دارد. در این میان می توان ادعا کرد که عربنیا و بهداد، حداقل در خودشیفتگی خصوصیت مشترکی دارند، شاید به تأسی از «مارلون براندو» که یکی از خودشیفتگان بزرگ تاریخ سینماست اما در کنار به همراه داشتن یک توانمندی فوقالعاده.

 

 رسیدن مختار به چمران

فریبرز عربنیا بعد از مختار همچنان یک چریک باقی ماند، برای همین لباس چمران به تن کرد. آن هم در فیلم کارگردانی که خود یک کاراکتر خاص دارد و به قول معروف مؤلف است. تقابل این دو کاراکتر خاص از همان روزهای ابتدایی پروژه موجب شد تا اختلافاتی پیش بیاید که عوامل فیلم آن را کتمان کردند اما مشخص بود که این اختلاف وجود دارد ولی تصور نمیشد تا این حد حاد شود که فریبرز عربنیا فیلمبرداری را رها کند و به تهران بازگردد. سکانس آخر فیلم بسیار پرهزینه بود و عوامل و تجهیزات بسیاری آماده تمام شدن «چ» بودند، اما هرچه منتظر ماندند خبری از آقای مختار نشد. فریبرز عربنیا تصمیم خود را گرفته بود تا با کنار گذاشتن تعهد کاریای که خود در برنامه هفت بسیار درباره آن حرف زد، چمران بودن را نیمهکاره رها کند و حاتمیکیا تصمیم گرفت از یک بازیگر بدل برای نقش چمران استفاده کند. تا اگر حامد بهداد خواست یک نامه جدید بنویسد این مورد را هم به فهرست خود اضافه کند.

عربنیا روز گذشته نسبت به اعتراض عوامل فیلم «چ» پاسخ داد و باز هم مشکلات را به وضعیت سینما نسبت داد و گفت: «آقای قائم مقامی مدیر تولید کار در دو مورد اظهارنظر نادرستی کردند و بحران جدی را خود ایشان سببساز شدند. من قرارداد داشتم و به مفاد آن پایبند بودم اما دوستانی میخواستند این مفاد را زیر پا بگذارند. این دوستان به سیستم بردهداری معتقد بودند، در حالی که من به این سیستم اعتقاد ندارم و معتقدم اصول حرفهای کار باید رعایت شود. دوستان میگویند من تا 19 آذرماه با پروژه قرارداد داشتهام اما باید اعلام کنم این مسئله حقیقت ندارد، بلکه من چهار ماه و 20 روز با دوستان قرارداد داشتم و پس از این مدت برای تمدید قرارداد باید از قبل با من هماهنگ میشد.» مدیر تولید هم در پاسخ به او اعلام کرد: «از طرف ما خلف وعدهای نشده است، روز شنبه قرار بود سکانس آخر را فیلمبرداری کنیم اما ناگهان آقای عربنیا نیامدند. در حالی که فریبرز عربنیا  تا 19 آذر ماه با پروژه قرارداد داشته و دستمزدش را کامل گرفته است.»

حالا هر چه آقای مختار پاسخ دهد به دلیل کار عجیبش مورد انتقادات شدیدی قرار گرفته و حالا باید منتظر ماند و دید که آیا کارگردانان دیگر هم این ریسک کار کردن با مختار را خواهند داشت یا فریبرز عربنیا دوباره نور ستاره بودنش خاموش خواهد شد.

شاکیانهنویس...

ما را در سایت شاکیانهنویس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 22:55

صفحه بندی